![]() |
![]() |
|
| بی راهه رفته بودم ان شب --- دستم را گرفته بود و می کشید --- زین پس همه عمر را بیراهه خواهم رفت |
|
هنوز مومنم به دستهايت دعاي لبهايت من وضو با طراوت تنت ميگيرم ولبهايم عطر ايه هايي لبهايت را لاي سجده وسجاده و سوره ميگزارد مومنم مومن به نماز ونام تو به هزار ركعت دوستت دارم ناتمام |
|
+ نوشته شده در
87/11/18ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط مسعود |
|
|
به یاد داشته باش که یک مردعشق را پاس می دارد یک مرد هر چه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد، آنچه فدا کردنی ست فدا می کند، آنچه شکستنی ست می شکند، و آنچه تحمل سوز است تحمل می کند، اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود. |
|
+ نوشته شده در
87/11/18ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط مسعود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|