![]() |
![]() |
|
| بی راهه رفته بودم ان شب --- دستم را گرفته بود و می کشید --- زین پس همه عمر را بیراهه خواهم رفت |
|
هنوز مومنم به دستهايت دعاي لبهايت من وضو با طراوت تنت ميگيرم ولبهايم عطر ايه هايي لبهايت را لاي سجده وسجاده و سوره ميگزارد مومنم مومن به نماز ونام تو به هزار ركعت دوستت دارم ناتمام |
|
+ نوشته شده در
87/11/18ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط مسعود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|