![]() |
![]() |
|
| بی راهه رفته بودم ان شب --- دستم را گرفته بود و می کشید --- زین پس همه عمر را بیراهه خواهم رفت |
|
پنج سال از حادثه دلخراش زلزله بم مي گذرد و گذشت... شايد يادآوري حادثه اي به آن دلخراشي چيزي به جز حسرت و اندوه در پي نداشته باشد. كودكان و نوجوانان و زنان و مرداني كه با دنيا دنيا عشق سر به بالين نهادند و هرگز سر بر نكردند اما امروز كه به ان روزها فكر ميكنم و ان همدلي و شور انساندوستي را به خاطر مي آورم احساس غرور ايراني بودن تمام وجودم را فرا مي گيرد و خدا آن روز را تكرار نكند هيچگاه هيچوقت واما در اين ميان ودر اين فاجعه عزيزي و نازنيني از ميان رفت كه شايد هيچگاه ديگر چون اويي نيايد ونباشد براي شادي روح نازنينش دعا كنيم ايرج بسطامي |
|
+ نوشته شده در
87/10/06ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط مسعود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|